دوشنبه سوم مرداد 1390
هر جای دنیا که باشی
اونور مرز شقایق، پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق دست بی ریای من بود...
چهارشنبه هفدهم فروردین 1390
چشمانت را باز کن
و نبردم را با شب ببین
سوختنم در تلألو درخشیدنم پنهان است
روجا
سه شنبه هفدهم اسفند 1389
می تراود مهتاب
می تراود مهتاب
می درخشد شب تاب
نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک
غم این خفته ی چند
خواب در چشم ترم می شکند.
«نیما یوشیج»
جمعه بیست و دوم بهمن 1389
دامن کشان ساغی می خواران
از کنار یاران
مست و گیسو افشان می گریزد می گریزد
بر جام می از شرنگ دوری و ز غم مهجوری
چون شرابی جوشان
می بریزد
دارم قلبی لرزان ز رهش دیده شد نگران
ساغی می خواران از کنار یاران
مست و گیسو افشان
می گریزد
دوشنبه یازدهم بهمن 1389
شبنم بیداری
طلسم ونقش نیرنگ من از شب شاکی ام ای یار
طلوعم رو تماشا کن منو دست غزل بسپار
منو پاکیزه کن از خواب
از این لکنت ازاین تکرار
رها کن ارزوها رو ازاین زندان بی دیوار
چه ناباور چه درد اور سکوتم بینهایت شد
چه غمگینانه عشق ما دچار رنگ عادت شد
امشب به تو رو کردم
ای یار صدا مرده
تو صبح دل ارایی
من شام دل ازرده
امشب به تو رو گردم
ای خاطره ی جاوید
تو هق هق دریاوار
من شبنم بیداری
من از بند نفس جستم حسابم با خودم پاک
میون گود فریادم سکوتم گود بر خاک
یه زخم تازه کم دارم برای باور پاییز
خرابم کن که دلگیرم از این ابادی پرهیز
منو تا گریه یاری کن حریص امن اغوشم
منو بشناس که از یاد همه دنیا فراموشم
امشب به تو رو کردم ای یار صدا مرده
تو صبح دل ارایی من شام دل ازرده
امشب به تو رو کردم ای خاطره ی جاوید
تو هق هق دریاوار من شبنم بیداری

